شهید نوح مجیدی کوهبنانی

شهیدنوحمجیدی کوهبنانی

ولادت: 2تیر1340 - کوهبنان       شهید نوح مجیدی کوهبنانی (شهیدان کوهبنان)

شهادت: 8مرداد1362 – مهران عملیات والفجر3

نام پدر: غلامرضا

****

زندگی نامه:

شهید نوح مجیدی در سال 1340 در خانوادهای مذهبی در شهر کوهبنان متولد شد. او فرزند چهارم خانواده بود. از نوجوانی در هیئت های مذهبی حضور داشت. بعد از فارغ التحصیلی از دانش سرای کشاورزی کرمان ، وارد سپاه شد و مسئول سپاه کوهبنان شد. وی در این مدت پایگاه هایی در کوهبنان، جور، ده علی و آسفیچ راه اندازی کرد و برای تقویت مستمر این پایگاهها تلاش زیادی کرد. وی شخصاً نگهبانی مهماتی را که برای سپاه و پایگاههای بسیج تحویل میگرفت، برعهده داشت. شهید نوح مجیدی از دوران کودکی عبادت خود را شروع کرد ، همیشه نمازش اول وقت بود و در نوجوانی نماز شب وی ترک نمیشد . علاوه بر روزهای ماه مبارک رمضان، روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه می گرفت .برای انجام فرایض دینی اهمیت زیادی قائل بود و به دیگران کمک میکرد. مراسم ازدواج شهید ساده و در منزل پدری برگزار شد، همیشه به فکر فقرا بود و از جانش مایع می گذاشت، حتی برای مراسم عروسیش نیز تاکید خاصی بر دعوت از فقیران و مستضعفین داشت.

برای جنگ کمک های مالی جمع آوری میکرد و رفتن خود را نیز به جنگ الزامی میدانست و با عشقی که به شهادت داشت راهی صحرای نبرد شد . او فردی شجاع و ورزشکاری به تمام معنا بود. شهادت آرزوی او بود و می  گفت :من شیعه امیرالمومنین )ع(هستم، هرچه آن حضرت فرموده من اطاعت می کنم، مرا از رفتن به جبهه منع نکنید، من می روم، چون این وظیفه من است ، شهید نوح مجیدی در سال 1362 در عملیات والفجر 3 در جبهه دهلران به شهادت رسید و پس از 13 سال، تعدادی از استخوان های پا و جمجمه و همچنین کلاه و پلاکش را پیدا کردند و برای تشییع به کوهبنان آوردند.  از وی دو دختر به نامهای راضیه و مرضیه بیادگار مانده است.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

****

وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله یقتلون و یقاتلون وعدا عظیم حقا فی التوریه و الانجیل و القران و من او فی بعهده من الله فاستبشرو اببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم (قرآن کریم)
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم        موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما در صدد آنیم که صادقانه و مردانه به آنچه با خدای خویش عهد بسته ایم وفا نماییم. عده ای از برادرانمان در راه خدا جهاد کردند و شهید شدند و شربت شهادت نوشیدند و ما بر در انتظار لقاءالله هستیم و هرگز ار سرپیمانمان نخواهیم گذشت و هرگز تغییر رأی نخواهیم داد . ما تابع اسلامیم ، ما تابع قرآنیم یا کشته شویم یا سلامت بر آنها فایق گشته و باز گردیم . ما اگر از شهادت محروم گردیم، هرگز شاد نخواهیم بود. ما شهادت را زندگی ابدی می دانیم. شهادت ارثی است که از اولیاء بما رسیده است. اولیاء ما هم شهید شدند آنها را هم به قتل رساندند . آنها را هم کشتند. آنها هم در زندان بسر بردند و شهید شدند ، آنها هم در تبعید بسر بردند و شهید شدند . ما سرهای بریده داریم ، ما فرقهای شکافته شده همچون علی (ع) داریم. ما سرهای به نیزه رفته همچون سردارمان آقایمان سیدالشهداء و اصحاب و یاران او داریم. اسلام ما در تمام زمان با باطل در نبرد بوده است. اسلام ما با خون بزرگ مردانی رشد کرده است که ما در برابر آنها هیچ نیستیم. ما جنگها داشته ایم. جنگ  احد، جنگ بدر و بسیاری جنگهای دیگر که مسلمین جان دادند. خون دادند تا اسلام بماند وای بر ما اگر لحظه ای فداکاری آنان را فراموش کنیم وای برما اگر در این زمان امامان را تنها بگذاریم. ما که برای اسلام بپا خواسته ایم. جان و مال خود را نثار میکنیم. ای کافران ، ای منافقان ، ای از خدا بیخبران چه می پندارید؟ ما پاسدار  اسلامیم ما با کفر در نبردیم ما چه کفار را بکشیم یا کشته شویم ، رستگاریم. ما را از شهادت می ترسانید ، ما را از چه می ترسانید. مردن برای شما ترس است که به ؟؟؟ و لقاء الله قائل نیستید. آگاه باشید اسلام زنده است . اسلام می ماند ، اسلام پایدار است و ما لاشه متعفن شما از خدا بیخبران را به خاک ذلت خواهیم کشانید و تکرار می کنم که از شهادت با کمان نیست خون ما از خون شهدای کربلا رنگین تر نیست. شهادت تنها سلاحمان است که کسی را یارای مقابله با آن نیست. آه قیامت در همین نزدیکی است . بساط شادی رستگاران راه خدا را می بینم. ای خدا یقین دارم که تو مهربانترین مهربانان هستی. در جای عفو و رحمت رحم کن و بنده عاصی و گنه کارم دور است از تو که مرا تسلیم عنایت نمایی . تو وعده بهشت  داده ای ، نکند که بنده ضعیفت را دچار عذاب می سازی، به تو پناه می برم ای بخشنده مهربان.
و شما ای مسلمین، ای مؤمنین ، ای ذاکرین بپا خیزید و روی بسوی کربلای حسین کنید، نکند که سربازان آقا امام زمان را تنها گذارید. نکند که فریاد هل من ناصر ینصرنی امام را لبیک نگویید و خمینی بت شکن را تنها گذارید ، رها کنید زندگی مادی دنیا را سلاح مبارزه علیه کفر و نفاق در دست گیرید و آنها را  ؟؟؟ به خاک ذلت بمالید و امتی را از بند آنها برهانید و پلیدیها و قساوتها را نابود کنید و با یک عزیمت و حرکت و هجرت و بالاخره با یک شهادت پرشکوه ضربان قلب انسانیت را تنظیم کنید. همه انسانهای مظلوم جهان در انتظار از خودگذشتگی شما هستند،  ایثار را دریابید. بیدار باشید که جنایتکاران نشسته اند و نقشه می کشند و در بسیاری از بلاد جهان فریب ، غضب جور و ستم ، نامردی ، نامردمی بیداد می کند و انسانیت عدالت و همه ارزشهای آدمیت را پایمال کردهاند و بصیر الی الله را بسته اند و ؟؟؟ به نهایت رسانده اند. برخیزید و سرزمینهای خدا را از دست شیاطین نجات دهید و خطوط  آنها را در هم ریزید.

/ 2 نظر / 160 بازدید
حمید

شهید بزرگوار شما را نمی شناسم اما برادر آزاده اتان را می شناسم با آن اخلاص خاصشإگاهی در مسجد محل توفیق دارم قرائت قرآن داشته باشم و وقتی قرعه بنام شما می افتد با ارادت خاص قرآن می خوانم چون امید شفاعت دارم

احسان

سلام دوست عزیز وبلاگ خیلی جالبی دارید. من مطالبتون رو خواندم عالی بود. ممنون میشم به وبلاگ منم سربزنی و تبادل لینک کنیم.